آرشیو دسته بندی: پنداشت‌های من

ما همانیم که هستیم

من همانم که هستم   من قابل ستایشم … تو هم … . من ستودنی‌ام… تو هم! یادم باشد که … من می‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان صفت باشم. من می‌توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم. من می‌توانم سکوت کنم، نادان یا دانا باشم. چرا که من یک […]

واژه‌ای به نام من

واژه‌ای به نام من   در آن هنگام که در حال نگریستن به گذشته خود بودم، حقیقتی بی‌هیچ طعمی بر من تداعی شد که تصمیم گرفتم با نوشتن به آن رنگ تصور و خیالی فراتر از زمان و مکانمان ببخشم، رویایی بی انتها. من از گذشته‌ام می‌نویسم از گذشته‌ای که در عین دعوت به آرامش […]

چگونه آغاز کنیم؟

چگونه آغاز کنیم؟   روز ها گذشت و گذشت و من در پی چگونگی آغاز عبارتی بودم، عبارتی به نام چگونگی آغاز. چه بسیار از عمری که در پی چگونه شروع کردن از بین بردم، نگرشی متوهمانه حاصل از این که چگونه آغاز کردن مقدم بر آغاز کردن است. اما اکنون چیزی که می‌دانم این […]

بیش از عمر، زندگی کنیم

بیش از عمر، زندگی کنیم   روز ها دغدغده‌ام این بود که چگونه می‌توان بیشتر نصیب خود کرد، سهمی بشتر از این دنیا، این که چگونه می‌شود بیش از زمانی که عمر برایمان در نظر گرفته زندگی کنیم. تفاوت من و تو در چیست؟ ارزش ما در این دنیا یکسان است؟ آیا می‌شود از دیگری […]

خود، تنها داور بازی زندگی خود باش

خود، تنها داور بازی زندگی خود باش   در خلوت خود می‌نوشتم و می‌نوشتم، اصلا برایم اهمیت نداشت که نوشته‌هایم بار معنایی دارند یا خیر، اصلا برایم اهمیت نداشت که نوشته‌هایم مسیر قلم مرا به کدامین سمت خواهند برد، تنها اشتیاقم نوشتن بود و نوشتن، نوشتن درباره زندگی نه معنای آن بلکه خود خود زندگی، […]

تقویم Memento Mori، ابزاری برای بهتر گذراندن عمر

تقویم Memento Mori، ابزاری برای بهتر گذراندن عمر   مارکوس اورلیوس گفت: “شما می‌توانید همین الان زندگی را ترک کنید. بگذارید مرگ تعیین کننده این باشد که چه می‌کنید، چه می‌گویید و چه فکر می‌کنید.» موسی گفت: «به ما بیاموز که روزهای خود را بشماریم تا دلی خردمند به دست آوریم.» شکسپیر نوشت: “هر فکر […]

تاثیر تصادف بر زندگی

تاثیر تصادف بر زندگی اواسط صبح بود صدای بادی که لاله‌های گوشم بوجود آورنده آن بودند را هرگز فراموش نمی‌کنم، بر بلندای کوه قطرات کوچک مه بر گونه‌های سردم می‌زدند و آن‌ها را بی‌حس‌تر و بی‌حس‌تر می‌کردند، باید دستانم را مدام به هم می‌فشردم و گرم می‌کردم تا توان نوشتن با من همراه باشد. زیبایی […]

تاریکی، رنگی همانند سایر رنگ‌ها!

تاریکی، رنگی همانند سایر رنگ‌ها!   تاریکی رنگی از میان رنگ‌ها، البته اگر بشود آن را رنگ قلمداد کرد. به گمان من تاریکی رنگ نیست، رنگ از چیزی بامعنا زاییده می‌شود چیزی که برای ما قابل درک و فهم است، اما تاریکی بی‌معنا و مفهوم است. این بی‌معنایی به منزله عدم کارایی آن نیست، چرا […]